شناخت شناسیاپیزود ۱۵ دقیقه

کارگردانی از توی اتاق

دانلود فایل صوتی
کاور کارگردانی از توی اتاق

یه تیم فیلم‌سازی تو یه عمارت آماده‌ی ضبط یه پلانه. کارگردان تو یه اتاق دیگه نشسته و صحنه رو فقط از روی مانیتور می‌بینه. بعد از هر ضبط می‌گه نور کمه. تیم نور هی نور اضافه می‌کنه و باز همون جواب رو می‌شنوه. آخر یکی از نورپردازها کلافه می‌شه و ازش می‌خواد بیاد بیرون و صحنه رو از نزدیک ببینه. کارگردان می‌بینه نور اون‌قدر زیاده که داره تصویر رو می‌سوزونه. مشکل از نور نبود، از تنظیمات مانیتور بود. ما هم همون کارگردانیم: تو کاسه‌ی سرمون نشستیم و جهان رو از دریچه‌ی ذهنمون می‌بینیم، آلوده به تنظیمات روان، تجربه‌ها و دانسته‌هامون. فرقمون با اون کارگردان اینه که ما هیچ‌وقت نتونستیم از اتاق بیرون بیایم

متن کامل اپیزود

یه تیم فیلم‌سازی هالیوودی رو تصور کنید. یه تیم عریض و طویل که تو لوکیشن فیلم‌برداری، که یه عمارت بزرگه، توی یکی از سالن‌هاش جمع شدن و دارن مهیا می‌شن برای ضبط یکی از پلان‌های فیلم. همه هم هستن؛ از اعضای تیم فیلم‌برداری، بازیگری، نور، صحنه، لباس و غیره. به‌جز کارگردان. کارگردان و دستیاراش توی یکی از اتاقای همون عمارت روبه‌روی یک نمایشگر، یک مانیتور، نشستن و قراره که پلان رو از دریچه‌ی دوربین و از کادر اون نمایشگر تماشا کنن. وقتی که ضبط اول انجام می‌شه، کارگردان بی‌سیم می‌زنه به اعضای تیم که کیفیت تصویر خوب نیست، رنگا جون ندارن، کنتراست پایینه؛ بایستین، نور رو ببرید بالا. اعضای تیم نورپردازی می‌رن تنظیمات نور رو دستکاری می‌کنن و نور رو می‌برن بالاتر و ضبط دوباره اتفاق میفته. و دوباره کارگردان معتقده که نور کافی نیست. این بار اعضای تیم نورپردازی می‌رن چند تا نور جدید اضافه می‌کنن و روی صحنه میندازن و دوباره ضبط می‌کنن، و دوباره کارگردان معترضه. چندین و چند بار این دور باطل اتفاق میفته و هر بار کارگردان معتقده که هنوز نور کافی نیست. تا این که یکی از اعضای تیم نورپردازی به ستوه میاد، دیگه شاکی می‌شه و بی‌سیم می‌زنه به کارگردان که آقا، چرا شما از اتاقت بیرون نمیای؟ لطفاً از اتاقت بیا بیرون و از نزدیک صحنه رو ببین. ببین ما چه کردیم، ببین چقدر نور انداختیم روی صحنه. وقتی کارگردان از اتاقش بیرون میاد و صحنه رو از نزدیک می‌بینه، متوجه می‌شه که بله، حق با دوستانه؛ نور خیلی زیاده، اون‌قدر زیاد که ممکنه حتی تصویر رو دیگه بسوزونه. پس چرا همچنان کارگردان نور ضعیفی رو دریافت می‌کرد؟ کاشف به عمل میاد که مشکل از تنظیمات نور نبود؛ مشکل از تنظیمات مانیتور بود. اون نمایشگری که توی اتاق کارگردان کار گذاشته شده بود. مسئله‌ی ما آدم‌ها، مسئله‌ی همین کارگردانه. ما هر کدوممون تو اتاق خودمون، تو کاسه‌ی سرمون نشستیم، تو مغز خودمون نشستیم و از دریچه‌ی ذهنمون داریم جهان رو تماشا می‌کنیم. جهانی که ما می‌بینیم آلوده به تنظیمات ذهن ماست؛ آلوده به تنظیمات روان ماست، به تجارب ماست، به یافته‌ها و دانسته‌ها و شناخته‌های ماست. تنها فرقی که با اون کارگردان داریم اینه که ما هیچ‌وقت، هیچ‌وقت نتونستیم از اون اتاق بیرون بیایم. من مهدی منتظری هستم. به آدم‌ها کمک می‌کنم از زندگی با تنظیمات پیش‌فرض رها بشن و تصویر دقیق‌تری از واقعیت به دست بیارن. با من همراه باشید.

هم‌رسانی:تلگرامواتساپلینکدینایکس